آریاآریا، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

نی نی خوشگله

بارداری

این پست هم خیلی طولانی شد.بعد به بابایی زنگ زدم گفتم که قرصو بخره.بعد استراحت کردنو مامان ژیلا به هم رسید که دستش درد نکنه.جمعه هم استراحت کردمو شنبه با باباییو مامان ژیلا رفتیم دکتر که منشیش گفت باید یکم صبر کنید بابایی رفت سر کار.رفتیم که داخل دوباره به دکتر توضیح دادم که چی شده بود گفتم که عصر پنجشنبه هم خوب شدم.ازم سونو کرد گفت خدارو شکر همه چی نرماله بعد گفت قرصارو بخور تا یک هفته شه برام آزمایش ادرار نوشت که48 ساعت بعد از اتمام دارو برم.گفت مایعات هم زیاد بخور.برا 9 دی که به امید خدا 26 هفته میشی برام آزمایش خون نوشت گفت باید ناشتا بری.خدارو شکر مشکل خاصی نبود ولی پسرم نگرانمون کردی.به بابایی هم زنگ زدمو گفتم بعد با مامان ژیلا اومدیم خ...
16 آذر 1392

بارداری

به نام خدای خوبی که تورو به ما هدیه داد سلام پسر یکی یدونم امیدوارم که حالت خوب باشه.پسرم اینجا نمیخواستم برات از ناراحتیا بنویسم ولی دیگه اتفاق تو زندگی میوفته.جونم برات بگه پنجشنبه که از خواب بیدار شدم از پنجره نگاه کردم دیدم داره برف میاد خیلی خوشحال شدم.بابایی هم که سر کار بود صبحونمو که خوردم بعد یکم شکمم درد گرفت اینم بگم که یک هفته بود سرما خورده بودم.چند بار روم به دیوار رفتم دستشویی.سری اول که رفتم بعدش بابایی زنگ زد گفت دوست داری بریم پیاده روی منم گفتم باشه به خیال خودم گفتم خوب میشم.تا بابایی بیاد دوباره رفتن به دستشویی و هر بار یکم خون دیدن.بابایی هم که اومد یکم نشستیم رفتیم بیمارستان.از شانس پنج شنبه هم بود دکتر خودم نبود.ا...
16 آذر 1392
1